تبليغاتX

*************چون همسفر عشق شدی مرد سفر باش ************ هم منتظر حادثه هم فکر خطر باش**************

وبلاگ بهترین عاشقای دنیا

*
*
*
*
*
*
*


وبلاگ بهترین عاشقای دنیا
اگه عاشقین بیاین تو
    عید شما مبارک××××××××××سما×××××××××××××× شنبه بیست و ششم اسفند 1385 15:39

سلام بچه ها

امسال عیدنوروز که میاد همه عاشقا خوشحال کنار هم هستن ولی من و حمید دور از همدیگه باید سال رو شروع کنیم. این خیلی سخته .... فقط می خوام به اونایی که تو این روزها کنار همن بگم قدر باهم بودنتونو بدونید و الکی خرابش نکنید . یه خواهش دیگه هم داشتم...... سر سال تحویل وقتی دارید واسه عشقتون دعا میکنید واسه من و حمیدم هم دعا کنید که هر چه زودتر کنار هم باشیم

                   عید همه عاشقا مبارک

نوشته شده توسط سما-حمید موضوع : عاشقانه سما و حمید | لینک ثابت |

    سما : برای حمید بهترین بهانه زنده بودنم چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385 10:50

 

Click Here For Get More Mail From Sare2008 Group

 
تو مثل راز پاييزي و من رنگ زمستانم
 چگونه دل اسيرت شد
 قسم به شب نمي دانم
 تو مثل شمعداني ها پر از رازي و زيبايي
 و من در پيش چشمان تو مشتي خاك گلدانم
 تو دريايي تريني آبي و آرام و بي پايان
 و من موج گرفتاري اسير دست طوفانم
 تو مثل آسماني مهربان و آبي و شفاف
 و من در آرزوي قطره هاي پاك بارانم
 نمي دانم چه بايد كرد با اين روح آشفته
 به فريادم برس اي عشق من امشب پريشانم
تو دنياي مني بي انتها و ساكت و سرشار
و من تنها در اين دنياي دور از غصه مهمانم
 
 
 
Click Here For Get More Mail From Sare2008 Group
 
اکنون که شب از نیمه گذشته
و سکوت هم جا را فراگرفته
تاریکی و ظلمت سایه خود را بر سر شهر افکنده
و همه در خواب ناز کتم عدم فرو رفته اند
من با مهتاب سخن می گویم
از تو از محبت و مهربانیت
از عشق، دوست داشتن و صداقت تو
از دستان پر مهر و آغوش پر محبت تو
از ثانیه ها، دقایق و ساعت های سخت و ملال آور جدایی و تنهایی
از اینکه هر روز صبح به امید شنیدن صدای گرم و مهربانت از خواب بیدار می شوم
از روزهایی که با خیال و رویای با تو بودن سر می کنم
از چشمان خسته و مضطرب خود و از شب زنده داری های خود
از امید وصال و از حضور تو برایش می گویم
حضور تو که دلیلی شده تا روزهای سخت تنهایی را سپری کنم
حضور تو که باعث شده دنیای پوچ و بی ارزش را تحمل کنم
آری از حضور گرم تو برایش می گویم که روح سرد آدمهای اطرافم را آب کرده
از حضور تو برایش می گویم که روزنه امید را در دلم روشن کرده
از حضور تو می گویم که مرا از بایدها و شایدها و خوشی های زودگذر جدا کرده
و به عالمی دیگر کشانده و روحم را به پرواز در آورده
و از شور و شعفی که به خاطر حضور تو در وجودم، ایجاد شده برایش می گویم
اما چند شبی است که تنها هستم و در سکوت تنهایی غرق شدم
چند شبی است که مهتاب درپشت ابرها پنهان شده
و مهتاب را برای شنیدن حرفهایم پیش کش نمی کند
گویی پنداشته دیگر تنها ماه موجود در دنیا نیست
حال دیوار را شریک خود قرار دادم و با او سخن می گویم
تا اگر از دوست داشتن خودم نسبت به تو برایش گفتم از حسودی نرود
و اگر از غم و درد دوری و هجران و فراق برایش گفتم
از شدت دردهام کمر خم نکند و تنهایم نذارد
دوستت دارم حمید
 
نوشته شده توسط سما-حمید موضوع : عاشقانه سما و حمید | لینک ثابت |

    قصه ی عشق.من و تو....................... یکشنبه ششم اسفند 1385 13:53



امروز عطرآگين ترين بيت غزل را



آري...براي بار آخر مي نويسم



از لحظه ي رويايي ديدار اول



امروز اصلا جور ديگر مي نويسم



باور كن احساسي كه با دست تو روئيد



بي هيچ آهنگ و زباني گفتني نيست



من خستگي هاي دلم هم خواب رفته



ديگر بهار از پيش چشمم رفتني نيست



پس خاطرم را با سلامت شادتر كن



من هم برايت دوستي را مي نگارم



من هم به پاس اين همه حس صداقت



سكان قلبم را به دستت مي سپارم



پس تكه هاي باورم را زندگي كن


 


من بي تو گنگ و مبهمم معنا ندارم



اين جمله را بسپار در ذهن سلامت



من جز تو اميدي به فردا ها ندارم

نوشته شده توسط سما-حمید موضوع : عاشقانه سما و حمید | لینک ثابت |

    دوشنبه بیست و سوم بهمن 1385 9:35

نوشته شده توسط سما-حمید موضوع : عاشقانه سما و حمید | لینک ثابت |

    جمعه پنجم آبان 1385 21:27

نوشته شده توسط سما-حمید موضوع : عاشقانه سما و حمید | لینک ثابت |

    سما: راز نگاتـ دوشنبه یکم آبان 1385 22:30

من راز نگاهت را                    از آينه پرسيدم
چشمان نجيبت را
                 از دور پرستيدم
باران شدم و چون اشك
          بر عشق تو باريدم
من شمع وجودم را
                به مهر تو بخشيدم
مثل گل نيلوفر
                      چشم تو بهاري شد
از پيش دلم آرام
                    رفتي و نفهميدم
مرز دل و چشم تو
                 از شهر افق پيداست
من سرخي گل ها را              در خنده تو ديدم
در شهر اقاقي ها                  تو پاك ترين عشقي
من راز شكفتن را                   از باغ دلت چيدم
لبخند زدي آرام                      بر گونه غمناكم
 من با گل لبخندت                  بر حادثه خنديدم
اي كاش دو چشم تو              سر فصل افق ها بود
 آن وقت ترا هر صبح               از پنجره مي ديدم
وقتي گل آرامش                   در باغ دلم روييد
 گلبرگ وجودم را                   بر عشق تو پيچيدم
خورشيد شدي و رفتي           تا اوج شكوفايي
من از عطش عشقت             بر آينه تابيدم
تا مي روي از اينجا                دل خسته و طوفاني ست
رفتي و دگر باره                    از كوچ تو رنجيدم
در جاده پيچك ها                  چشمم به گلي افتاد
احساس شكفتن را               از غنچه گل چيدم
چشمان تو دريايي ست         موجش گل تسكينم
به حرمت چشمانت               شب باز نخوابيدم
تو باز نفهميدي                     از عشق چه مي گويم
 آرام گذشتي و                    من باز نرنجيدم
از شعله عشق من               خورشيد هويدا شد
از شوق تمنايت                   تا صبح درخشيدم
گم شد گل اشك من            در دشت نگاه تو
آن وقت حضورت را                در خاطره فهميدم
اي كاش گلي مي شد          لبخند پر از مهرت
تا آن گل خوشبو را                از خاطره مي چيدم
در جاده احساسم                سرگشتگي ات پيچيد
آن وقت حضورت را                در كوچه دل ديدم
سرچشمه احساست           پيوند دل و درياست
تنها من از آن احساس           پر گشتم و نوشيدم

نوشته شده توسط سما-حمید موضوع : عاشقانه سما و حمید | لینک ثابت |

    حمید شنبه بیست و نهم مهر 1385 22:33
 

دوست دارم عزیزم با تمام وجودم وهمیشه بهت

احتیاج دارم

نوشته شده توسط سما-حمید موضوع : عاشقانه سما و حمید | لینک ثابت

    پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1385 13:40

نوشته شده توسط سما-حمید موضوع : عاشقانه سما و حمید | لینک ثابت |

    خدا با ماست شنبه بیست و دوم مهر 1385 20:39
سلام عزیزم

میدونی هر چیزی یه دوره ای داره الان هم ما تو یه دورۀ سخت اما خوبیم

سخت به خاطر دوریمون وخوب برای آیندمون

من اینجا خیلی دستاتو کم میارم میدونی خیلی سخته که آدم از بهترین

حادثۀزندگیش دور باشه

از بهترین دلیل زندگیش از همدم تنهاییش از عشقش ولی به خاطر خودمونم

که شده باید این سختی رو تحمل کنم تا آیندۀ راحتی داشته باشیم

دوست دارم با تمام وجودم تو بهترین خلقت خدایی   

نوشته شده توسط سما-حمید موضوع : عاشقانه سما و حمید | لینک ثابت

    همیشه تو قلب منی چهارشنبه نوزدهم مهر 1385 21:21

شاید هر کی خوشبختی رو تویه یه چیزی حس کنه تویه داشتنه یه چیزی که براش مهمه

اما واسه من خوشبختی یعنی تو یعنی

اینکه تو ماله من باشی و بس یعنی

اینکه وقتی دلم تنگ میشه وقتی

دلم از همیه دنیا میگیره تو برام

سرپناهی وقتی چشمم دیگه از بس

اشک ریخته وا نمیشه چارشون تویی

وقتی اون دستام از سختیه این زندگی

یخ میکنه اون دستایه گرمت بقدری

واسش درمونه که بی پروا از همکس و

همه چیز به اون رو میآره

وقتی برام از عشق قلب پاکت حرف میزنی نمیدونی چقدر احساس غورور میکنم

میدونم همیشه پیشت کم اوردمو میآرم

وقتی که همه چیزایه قشنگو واسه من میخوای جواب همه بدی هامو با عشق میدی

فدایه اون قلبت بشم که از همه چیز میگزره خوشبختی یعنی وقتی که با هزار تا

غمم میام پیشت همیشه یک کلمه مهربونت

ارومم کرده و به همه چیز امیدوار میدونم همیشه هم با این کارام ناراحتت کردم اما تو

انقدر مقدسی

که حتی به رومم نمیآری فکر میکنی نمیدونم تو دلت چه غوغا ایی میشه..دلم

میخوات داد بزنم و به همه بگم که چقدر خوشبختم

که چقدر خدارو واسه فرشتم شکر میکنم میدونی دیشب چشام دیگه وا نمیشد

داشتم واسه خدا

اشک میریختم واسه اینکه اصلاً روم نمیشد ازش بپرسم اما خوب این سؤالو داشتم

آخه اونقدر به منو تو

خوبی کرده که من نمیتونم سرمم بالا کنم فقط ازش یه چیزیو خواستم که یا منو

پیشت ببره یاا تورو برام بیاره

کی میدونه چقدر سخته؟کی میتونه مارو

بفهمه..کی میتونه بفهمه که وقتی نگام رو عکسات

قفل میشه چه حالی میشم کی میدونه که دلم

میخوات واسه دیدنت جونمو بدم کی میدونه

 ساعت 12 هر شب تاریخ رو چک میکنم که یه روزه

دیگه دارم به دیدنت نزدیکتر میشم

 

شاید تنها چیزی که تو روز خوشحالم کنه همینه!

نمیخوام ازش بپرسم چرا آخه منو تو باید از هم

دور باشیم آخه منو تو که انقدر عاشقیم منو

 تو که واسه هم قلب و نفسیم مگه نمیگن قلبه آدم

تو وجودش نباشه مردست؟من که قلبم تنها پاکیه وجودم بود دیگه نمیتونست منو

تحمل کنه اونم  مثله خودش یه جای پاک میخواست واسه همین اومد پیشت من

چی جوری میتونم بدون قلب ٫نفسم به دور از تو زندگی کنم؟

من نفس میکشم فقط واسه بودنت زندم واسه دیدنه چشمایه معصومت

خدا میدونه فقط دلم چقدر تنگه چقدر چقدر چقدر.......

چرا این آدمایی که ارزشه باهم بودنو نمیدونن دله همدیگرو

میشکنن به هم خیانت میکنن اصلاً نمیدونن عشق چیه باید کنار هم باشن اما منو تو ؟


چشام پره اشکه اما نمیخام این سؤالو از خدا کنم چون اونقدر به منو تو بخشیده

که ناشکریمون گناهه خدایا همه عاشق هایی و که از هم دورن رو کمکشون کن

 که هر چه زودتر کنار هم باشن

سمای تو

نوشته شده توسط سما-حمید موضوع : عاشقانه سما و حمید | لینک ثابت |

    با این که ازت دورم ولی احساست میکنم چهارشنبه نوزدهم مهر 1385 10:41
سلام به همگی برامون دعا کنید

سمای عزیزم دلم برات تنگ شده.امیدوارم این دوره زودتر تموم شه.

نوشته شده توسط سما-حمید موضوع : عاشقانه سما و حمید | لینک ثابت |

    دوست دارم شنبه هشتم مهر 1385 22:30

 

آنچه به نظر بزرگترین مشکل زندگی شما است ، ممکن است تبدیل به

بزرگترین موفقیت زندگی شما شود  

نوشته شده توسط سما-حمید موضوع : عاشقانه سما و حمید | لینک ثابت |

    چهارشنبه پنجم مهر 1385 21:11
نوشته شده توسط سما-حمید موضوع : عاشقانه سما و حمید | لینک ثابت |

    حمید :فقط با تو چهارشنبه بیست و نهم شهریور 1385 16:28
سمای عزیزم از اینکه اومدی خیلی خوشحالم وکلی غافلگیر شدم چون

 میدونم کامپیوترت هنوز خراب خیلی کار خوبی کردی که سر زدی چون

 بدون تو فضای وبلاگ برام خیلی سنگین.

دوست دارم تا همیشه... 

نوشته شده توسط سما-حمید موضوع : عاشقانه سما و حمید | لینک ثابت |

    چهارشنبه بیست و نهم شهریور 1385 16:22
سلام به دوستهای عزیزمون

مارو ببخشید اگر تو این مدت بهتون سر نزدیم راستش سما

نمیتونست بیاد و من هم بدون اون فقط چند وقت یک بار آپ

میکردم که وبلاگمون زنده بمونه 

نوشته شده توسط سما-حمید موضوع : عاشقانه سما و حمید | لینک ثابت |

    سما چهارشنبه بیست و نهم شهریور 1385 14:6

 

دوست دارم فقط همین

 

نوشته شده توسط سما-حمید موضوع : عاشقانه سما و حمید | لینک ثابت |

    سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1385 21:27

نوشته شده توسط سما-حمید موضوع : عاشقانه سما و حمید | لینک ثابت |

    sama : only for hamid سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1385 21:12

 

For where thou art ther is the world itself and where though art desolation

 

وقتی تو هستی تمامی جهان با تو هست و وقتی تو نیستی فقط درماندگی و غم با من است 

نوشته شده توسط سما-حمید موضوع : عاشقانه سما و حمید | لینک ثابت

    سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1385 21:4

سلام به دوستای گلم

من چند وقتی نبودم و الان اومدم که بهتون بگم دلم برای همتون یه ذره شده بود  

دلم برای نوشتن واسه عشقم .... تمام زندگیم .... نفسم یه ذره شده بود

اومم بگم دوست دارم تا ابد تا قیامت

امشب ما باهم بویم و یه شب عاشقونه داشتیم

عزیزم از اینکه کنارتم واقعا لذت می برم و اگه تو نباشی میمیرم

دوست دارم

 

نوشته شده توسط سما-حمید موضوع : عاشقانه سما و حمید | لینک ثابت |

    دوشنبه سی ام مرداد 1385 0:30
نوشته شده توسط سما-حمید موضوع : عاشقانه سما و حمید | لینک ثابت |

آرشیو مطالب
آرشیو موضوعی
جستجو

دوستای سما و حمید
پیوندهای روزانه


www.irLearn.com

آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها:

طراح قالب

Powered By
BLOGFA.COM

اسم دختر اسم پسر

 

اسم دختر اسم پسر